تبليغاتX
کانون مشتاقان نور شیخ داغستانی کلاله
آیا تفکر به ما قبل خداوند در ذهن و عقل آدمی می گنجد ؟خداوند ماقبلی ندارد که ما درموردش عقلمان برسدیا نرسداین سوال به قول طلبه ها(سالبه انتفاءموضوع )است چون خداوند در قرآن حکیم فرمود(هوالاول)یعنی خدا وند در اول همه موجودات هست
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 10:39  توسط جوان  | 

آیا تفکر به نحوة پیدایش خداوند در ذهن و عقل آدمی می گنجد ؟اولا درمورد خداوند استفاده از کلمه پیدایش مصداق ندارد چون خداوند چیز پیدا شده نیست .اگر سوال رااینگونه مطرح کنیم که :آیا ابتدای خدا در ذهن وعقل آدمی می گنجد؟خیر چون عقل آدمی مانند ترازوی طلا فروش است که با آن یک تن را نمی توان توزین کرد یا عقل وادراک انسان مانند نور افکنیست که برد مخصوصی را منور می کند عقل وادراک انسان محدودیتی دارد وخارج آن محدوده نتیجه صحیح نمی دهدوبدان جهت در روایات دینی نهی از تفکر در ذات خدا  وتشویق به اندیشه در پدیدهای جهان شده است. 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 10:30  توسط جوان  | 

آیا «لا اول» و «لا آخر» بودن عالم در ذهن وعقل آدمی می گنجد ؟ما براین تصور نیستیم که عالم اول وآخر ندارد بلکه از نظر تمام مسلمین ،عالم هستی ابتدا ونهایتی داردونهایتش را رستاخیز می نامند وابتدایش را خلقت عالم می نامند که در کتب آسمانی من جمله قرآن حکیم از آ ن به خلق یاد آوری شده است ودر احادیث بی شماری جزئیات پیدایش این جهان را تصریح نموده است.اما نظریه بی ابتدا وبی منتها بودن جهان از نظر فیلسوفان یونان با استدلالهای واهی وشبه های مشابه حق مطرح شد وعالم را معلول بلا فصل خدا پنداشتندومعلول قدیم را قدیم تصور نموده وچیزی که قدیمی بودنش ثابت باشد عدم ونیستی را از آن سلب نمودند ودر نتیجه به روز رستاخیز منکر شدند وبه معاد روحانی وتناسخ باور نمودنداین مسئله ایست که در فلسفه اسلامی اهل سنت مباحث غنی درمورد آن ارائه شده است
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 10:21  توسط جوان  | 

3. در بهشت و جهنم اختیار انسان به چه صورت است ؟اختیار انسانها در بهشت مانند اختیار آنها دردنیا ست فقط فرق آن با دنیا در حیطه ومحدوده اختیارات اوست بعنوان مثال دربهشت انسان اختیار تشکل به چهره های دلخواه خودش  رادارد ولی دردنیا قادربه آن نیست وبا جراحیها هم اجاز ه شرعی ندارد.ودربهشت کردار اختیاری انسانها هیچگونه معصیت نمی شود چون قانون وتکلیف درآن نیست تا با سرپیچی ازآن کردار اومعصیت شود .اما در جهنم اکثرا انسانهای معذب در کردارشان قسری ومجبور هستند چون آنان در عذاب هستند انسانی که مورد شکنجه وعذاب قرار می گیرد کردار شان در حالت اجبارست اما بعضی گفتارها مانند آه وناله وعلت جهنمی بودنشان  از آنان صادر خواهد شدکه در قرآن حکیم و روایات دینی به آن تصریح شده است. 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 10:5  توسط جوان  | 

2. فرشتگان که هیچگونه اختیاری ندارند و این همه خداوند را عبادت می کنند ، آیا ارزشی دارد وبرای چیست ؟فرشتگان در کرداروگفتارمانند انسانها اختیار دارند ولی سرشت تمایل به کردار وگفتار بد در وجود آنها خلق نشده است وبه جهت مختار بودنشان عبادت وپرستش آنان ارزش دارد اما تمایل به بدی وشرارت نداشتن منافات با ارج نهادن خداوند به کردار وگفتار آنان نداردلازم به ذکر است فرشتگان باعقل وادراک وبااراده واختیارخدا راپرستش می کنند مانند چیزهای بی عقل نیستنداگرشخصی معصوم باشد مانند پیامبران وتمایل به بدی وشرارت دروجودشان نباشد با این وجود به مقتضای عقل واراده خدارا پرستش کندمسلم است که  در نزدخدا ارزش واعتباردارد مقوله فرشتگان هم همین گونه هست.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 9:52  توسط جوان  | 

آیاشیطان واجب الوجود است؟درجهان مقولاتی که مورد بحث انسانها قرار می گیرد به سه موضوع منحصر می شود ۱-واجب الوجودیعنی چیزی که بودنش را عقل ضروری می داندمانند وجود خداوندچون هیچ معلولی از نظر عقلی بدون علت نمی باشد در نتیجه سلسله موجودات عالم هستی هم به یک مبدأی حتما منتهی می شود وهمان مبدأ را ما خدا مینامیم ۲-ممکن الوجودیعنی چیزی که بودن ونبودنش درعقل مساویست مانند چیزهایی که در جهان هستی وجود دارند مانند انسان ودیگر حیوانات وغیره ۳- مستحیل الوجود یعنی چیزی که بودنش را عقل قبول نمی کند بلکه نبودنش را الزامی می پندارد مانند جمع شدن دوچیز متضاد دریک زمان ودر مکان واحد مانند شب وروز وغیره . وجودشیطان ازمقوله ممکن الوجود است چون بودنش را ویا نبودنش را عقل الزامی وضروری نمی پندارد .بسط وتفصیل این گونه مباحث را از علم کلام (فلسفه اسلامی )جستجونمود  
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 9:38  توسط جوان  | 

با عرض پوزش از بازدید کنندگان عزیز انشا الله وب سایت ما به روز خواهد شد . وبه سوالات شما عزیزان پاسخ داده خواهد شد .
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 10:9  توسط جوان  | 

لطفا سوال های دینی خود را در قسمت نظرات قرار

دهید.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:43  توسط جوان  | 

1. آيا بريدن دست يا تازيانه زدن و سنگسار كردن زنا كار و ساير عقوبتهايي كه در قرآن ذكر شده در شرايط امروزي قابل قبول مي باشد و آن را وحشي گري و جنايت بر انسايت نمي دانند؟

 

احکام دین اسلام دارای حکمت هایی است که به مصلحت انسان ها عائد است . مثلا تازیانه زدن به شخص شراب خوار که فرق ممیز میان انسان و حیوان را ضایع می نماید و عقلش را مورد هجمه مواد سکار کننده می نماید و با چهره و در قالب انسان ولی بی عقل به هر عمل ناشایست ممکن است دست یازد و ضرر و زیان هایی به مجتمع برساند را جلوگیری می کند و به دیگران عبرت می شود و هر کسی که قداست انسانیت را درک کند به مقدس ترین تمایز خود میان دیگر مخلوقات تعدی نکند شخصی که به نیروی معنوی خود ارزش قائل نشود شرع او را در حد بچه ها تادیب می نماید و همچنین است تازیانه زدن به فرد زناکار و سنگسار فرد متاهل که به زنا گرفتار می شود نیز مستثنای این دلائل نیست و احترام ناموس انسان ها غریزی در فطرت سلیم انسان هاست و ارضای نیروی شهوانی نیز به طریق قانونمند نه به طریق درنده خوئی خواهش خرد خردمندان است . و کیفر و مجازات به لاابالیگری از به قانون از قوانین مسلم عقلی بشریت و انسانیت است.

 

آیا جلوگیری از اجرای حدود خداوند که اگر به صورت اسلامیش اجرا شود مجلدی وحشی گری را منسد می نماید و یا وحشی گری به حساب می آید ؟

 

ما صرف نظر از آیین های آسمانی ، آیا اموال مان و آبرویمان و عقلمان و نسب هایمان و جان هایمان حفاظت نمی خواهد آیا مصونیت این ها خواهش فطرت سلیم و مستنتج از مقدمات مسلم عقلانی نیست ؟

 

اگر محفو ظیت و مصونیت اینها ضروری باشد بجز با وضع قوانین حکیمانه آن آمال به دست نمی آید و بجز با اجرای مجازات با متخلفین آنان میسر نیست .

و از زاویه دیگر اسلام دستور نمی فرماید دست متهم را بدون چون و چرا بریده شود و یا زناکار را بدون طی آن مقدمات و سوال های سنگین اثبات جرم کند و به تازیانه و یا سنگسار محکوم کند و یا  مشروب خوار با اوهام و تخیل زی شلاق بکشد . در همه ی اینها شهود عادل و قرائن ------- ضروری ترین چیزی است که اسلام برای اثبات آن ها می خواهد .  به شخصی که چهار شاهد نداشته باشد و به کسی اتهام  زنا  کند  هشتاد تازیانه بانص قرآن قانون وضع شده است و مضاف بر این ها آثار یکه از اجرای کیفر  و حدود های الهی در جامعه بوجود می آید انسان ها را وادار به اخلاق اسلامی می نماید  و الگوی بد را در جامعه استیصال می کند  و جامعه سالم برای تربیت انسان مهیا می شود . ام برعکس این ها را در جامعه غرب می بینیم از ارتباط نامشروع گرفته تا سالن های انتهار و از بی بند و باری گرفته تا وحشی گری های  نقابدار  شده  با حقوق بشر و از بشر کشی  گرفته تا دوستی با سگ و گربه  و ازادی ی بهداشت گرفته تا بیماری های واگیر و مسری ....

 

 

  2 . من يك سني حنفي مذهب هستم. چرا در نماز خواندن به صورت انفرادي خانم ها بايستي پشت سر مردها ، با اينكه آن مرد محرم اوست! ، بايستند؟ آيا اين امر منزلت زن را پايين نمي آورد؟ چون خيلي مردها با تكيه بر اين موضوع مي گويند مرد ها از زن ها برترند ! در صورتي كه خداوند زن و مرد را با هم و با حقوق برابر آفريد. ممنون مي شوم پاسخ گوييد.

منزلت زن ها بستگی در صف کجا بایستد نیست . ارزش هر فرد چه مرد و چه زن از منظر دین اسلام به علوم و معارف و تقوی و انسانیت اوست چه بسا زنانی هستند که از خیلی مرد ها فاضل ترند مانند حضرت فاطمه و عایشه و خدیجه و آسیه و ...

اما محول شدن امور امامت به مردان به جهت نبودن امراض غریزی ، مردان است که همیشه می توانند وظیفه امامت را انجام دهند و به جهت یکنواختی صفوف جماعت و نظم  آن مردان نزدیک امام باشند و سپس زنان .... به زنان نیز وظایفی محول شده که مردان توان آن را ندارند ، لطافت و ظرافت روحی که زنان دارند و مردان از این موهبت کم بهره اند.

 

4. چرا بيشتر تركمن ها اعتقاد دارند كه زن بايد در خانه نماز بخواند؟ زيرا اگر بيرون برود و در مسجد نماز بخواند باعث ايجاد گناه در خود و در مردان خواهد شد. آيا كسي كه واقعا با نيت پاك و خالص براي نماز خواندن به مسجد مي رود و قصدش قرب الهي است چگونه ممكن است باعث گناه در مردان شود؟ آيا مگر اختيار را از مردان صلب نموده اند ، كه دليل گناه خود را به گردن ديگري مي اندازند؟

 

به مسجد رفتن زنان اگر از اختلاط  و فتنه محفوظ باشد هیچ مشکلی ندارد.

 

5. فلسفه ي بلند نگاه داشتن مو از نظر اسلام براي خانم ها چيست ؟ كه امروزه تا تقي به توقي بخورد آخوندهاي ما از اين حربه استفاده مي نمايند و كوتاه كردن موي سر را براي خانم ها قدغن مي كنند ؟

 

موی سر زن یکی از اعضای بدن اوست به جهت زیبایی و زینت خلق شده است بدون ضرورت به تغییر آن دست بردن تعدی به نظام  خلقت است هر کسی یک سلیقه در زیبا پنداری دارد و چیزی را کسی زیبا به حساب می آورد ولی آن دومی عین همان چیز را زشت می پندارد. این قانون حکیمانه خداوند متعال است به سلایق و خواهش های انسانی هدایت می بخشد و فطرت ها را سالم نگه می دارد وگرنه دید انسانها با محیط و تبلیغات و تعلیم و تربیت رنگ عوض می کتد . مزایای ایمان به دین در اینگونه میادین نقش بارز ایفا می کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:29  توسط جوان  | 

 

لطفا سوال های دینی خود را در قسمت نظرات قرار دهید.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 23:7  توسط جوان  |